تبليغاتX
جوان بخوان

جوان بخوان

شرط عشق


 دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
 
 نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
 
 بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
 
 مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.
 
 موعد عروسی فرا رسید.
 
 زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.
 
 همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
 
 20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،
 
 مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود..
 
 همه تعجب کردند.
 
 مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم."
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 17:14  توسط  ثمین  | 

شناخت شخصيت عشقي شما

سناريوهاي زير تلاش مي‌کنند که ديدگاه شما نسبت به عشق را توضيح دهند.

1- پايان دنيا نزديک است. اگر فقط بتوانيد يک نوع از حيوانات را نجات دهيد، کدام را انتخاب مي‌کنيد؟
الف) خرگوش ب) گوسفند پ) گوزن ت) اسب

2- به آفريقا رفته‌ايد. به هنگام بازديد از يکي از قبيله‌ها، آنها اصرار مي‌کنند که يکي از حيوانات زير را به عنوان يادگاري با خود ببريد. کدام را انتخاب مي‌کنيد؟
الف) ميمون ب) شير پ) مار ت) زرافه

3- فرض کنيد خطاي بزرگي انجام داده‌ايد و خداوند براي مجازات شما تصميم گرفته است که به جاي انسان، شما را به صورت يکي از حيوانات زير در آورد. کدام را انتخاب مي‌کنيد؟
الف) سگ ب) گربه پ) اسب ت) مار

4- اگر قدرت داشتيد که يک نوع از حيوانات را براي هميشه از روي کره زمين نابود کنيد، کدام را انتخاب مي‌کرديد؟ الف) شير ب) مار پ) تمساح ت) کوسه

5- يک روز، با حيواني برخورد مي‌کنيد که مي‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان مي‌خواهد که کداميک از حيوانات زير باشد؟
الف) گوسفند ب) اسب پ) خرگوش ت) پرنده

6- در يک جزيره دور افتاده، تنها يک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کداميک را انتخاب مي‌کنيد؟
الف) انسان ب) خوک پ) گاو ت) پرنده

7- اگر قدرت داشتيد که هر نوع حيواني را اهلي و دست‌آموز کنيد. کداميک از حيوانات زير را به عنوان حيوان خانگي خودتان انتخاب مي‌کرديد؟
الف) دايناسور ب) ببر پ) خرس قطبي ت) پلنگ

جواب در ادامه مطلب

8- اگر قرار بود براي 5 دقيقه به صورت يکي از حيوانات زير در مي‌آمديد، کداميک را انتخاب مي‌کرديد؟
الف) شير ب) گربه پ) اسب ت) کبوتر

 جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 0:29  توسط  ثمین  | 

تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه

بسياري از جوانان تصور مي كنند:كه زندگي مشترك وشرايط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرايطي است كه در زمان دوستي يا نامزدي بين دو طرف حاكم بوده است.و مقايسه بين اين دو شرايط براي تعدادي از زوج ها باعث شده تا بدبيني خاصي نسبت به زندگي مشترك داشته باشند.در حالي كه دنياي دوستي و نامزدي دنياي بسيار متقاوتي از زندگي مشترك مي باشد.دنياي دوستي دنياي روياها و ايده آل هاست در حالي كه زندگي مشترك دنيايي كاملا حقيقي و ملموس است .دنيايي كه در آن خوبي ها و بدي ها در كنار يكديگر است و تنها مي توان با تلاش و كوشش و صبوري دنياي ايده آلي ساخت.دنياي دوستي سراسر شيريني ، اميد و شرايط مطلوب است.اينجا مرد مورد علاقه ات كاملا در اختيار توست .براي با تو بودن به اندازه كافي فرصت دارد تنها به تو مي انديشد و به همه خواسته هايت تن در مي دهد.زن مورد علاقه ات به همان گونه است كه تو مي خواهي ، تنها به فكر توست و براي رضايت و خوشنوديت تلاش مي كند.

در زمان دوستي از گذشته خود به راحتي صحبت مي كردي ، از همه خواسته هايت بي پرده سخن به ميان مي آوردي و احساس مي كردي كه گذشته و حالت از خودت مي باشد.وآزاد هستي تا در انتخاب خود تجديد نظر كني.همه چيز را عاشقانه مي نگريستي و از كمي ها و كاستي ها به راحتي مي گذشتي چون باور داشتي كه بايد اين زندگي رويايي را شيرين نگاه داشت و براي شيرين بودن آن بايد از عيب ها گذشت. اما همين كه وارد زندگي مشترك مي شوي شرايط كاملا تغيير مي كند.اينجا ديگر صحبت از تحمل كردن است. اينجا صحبت از يك عمر زندگي است. اينجا خوبي و بدي، شيريني و تلخي و زشتي ها و قشنگي ها در كنار همديگر است.در دنياي دوستي محبوب تو خود را به شكلي ايده ال به تو ارایه مي كرد اما در زندگي مشترک تو بايد از او ياري ايده آل بسازي.

دنياي دوستي دنياي نياز هاي عاطفي، و نيازهاي غريضي است.در اين دنيا براي رسيدن به خواسته هايت بايد محبوب و مطلوب دوستدار خود باشي.اينجا رفع نياز هايت در رديف اول اولويت هاي زندگيت مي باشد بنا براين خود را براي برآورده شدن نياز هاي عاطفي يا ديگر نياز هاي غريضي خود آماده مي كني.اما در زندگي مشترك با برآورده شدن اين نيازها، مسائل ديگري در اولويت زندگي قرار مي گيرند.ومردان براساس ساختار مغزي ونوع وظيفه اي كه در طول تاريخ آفرينش بر عهده آنها گذاشته شده كار و موفقيت هاي اجتماعي خود را در راس همه امور قرار مي دهند.اما زنان ايده آل ترين شرايط زندگي براي آنها زماني بود كه مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فكر مي كرد و هيچ چيز جز زن محبوب شان در اولويت كار آنان نبود.اما با ادامه زندگي و هويدا شدن نياز هاي اساسي ديگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور مي كنند كه: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها كم رنگ شده است.بنا براين نسبت به همه روابط مشترك حساس شده كه اين حساسيت تصور سلطه طلبي و زياده خواهي زنان را در افكار مردان پرورش مي دهد.و اين مسئله خود باعث مي شود تا در برابر نياز عاطفي و احساسي زنان واكنش هاي منفي از خود بروز دهند.اينجا يك رابطه ساده وعاطفي تبديل به رابطه اي پيچيده و پر از شک و ظن مي شود.كه حل آنها تنها به دست روانكاوان متبحر انجام مي پذيرد.

بزرگترين اشتباه زنان در اين مرحله از زندگي اين است كه به حساسيت هاي خود دامن بزنند.يا بين خود و محبوبشان فاصله ايجاد كنند. يا تصور كنند كه اگر با مردي ديگر ازدواج مي كردند عشق آنها هميشه پر رنگ و ثابت بود.در حالي كه همه مردان براي آشنا شدن به روحيات زنان و تطبيق دادن روحيات خود با زنان مورد علاقه شان نياز به كسب مهارت عشق ورزي دارند كه اين وظيفه اصلي هر زني است كه مرد مورد علاقه خود را درمهارت بيان احساسات دروني و عشق ورزي متبحر كند.او بايد خود را به مرد مورد علاقه خود نزديك تر كرده و به او بفهمانند كه من يک زنم .من كانون عشق و عاطفه هستم .من دوست دارم وقتي با من زير يك سقف هستي دنياي مردانه خود را فراموش كني و چون من تو هم به يك كانون عشق و محبت تبديل شوي. همچون زماني كه آرزوي با هم بودن را در سر مي پرورانديم.محبت تو براي من تنها زماني كه نياز جنسي داري برايم كافي نيست بلكه من بايد دایم و پيوسته از تو انرژي محبت و عشق بگيرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگي كنم.

زنان تصور نكنند كه تنها با بيان يك بار اين جملات و ظيفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پايان رسانده اند .بلكه اين كار نياز به پشتكار و به كار گرفتن فنون و جذابيت هاي زنانه است.چون مردان وظيفه مهارت عشق ورزي و بيان احساسات خود را فراموش مي كنند چون اين وظيفه اصلي آنها نيست و نيمكره مغز آنان كه وظايف غير احساسي و عاطفي را به عهده دارد بزرگتر از نيمكره مغزي است كه وظيفه عاطفي و احساسي را به عهده دارد.در ضمن مردان موجودات تنوع طلبي هستند كه اگر آنان را رها كنيد زني ديگر را همچون شما اسير نيازهاي عاطفي و جنسي خود مي كنند.

در دنياي دوستي همه روابط عاشقانه و بي عيب و ايراد است اما در زندگي مشترک اين عشق ها كم رنگ شده و عيب ها خود را نمايان مي سازند.در اين نوع زندگي بايد از خرد و انديشه كمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانيم كه هر انساني داراي معايب و محاسني است.و پيدا كردن فردي كه فقط خوبي در او باشد محال است همانطور كه خودم يا شما داراي نقاط ضعف و عيب هايي هستيم.
__________________
 

منبع:funpatogh.com
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 22:3  توسط  ثمین  | 

زن عجب موجودیست!!!!

 

پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟

مادرش گفت: چون من زن هستم.

پسر بچه گفت: من نمي‌فهمم.

مادر گفت: تو هيچ‌گاه نخواهي فهميد.

بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که چرا مادر بي‌دليل گريه ميکنند؟

پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي «هيچ چيز» گريه ميکنند.

پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نمي‌دانست که چرا زنها بي‌دليل گريه ميکنند.

بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را ميداند.
او از خدا پرسيد: خدايا، چرا زنان به آساني گريه ميکنند؟
خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه‌هاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار تمام دنيا را به دوش بکشد.
و همچنين شانه‌هايش آن قدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد و من به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نااميد شده‌اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود.
به او توانايي نگهداري از خانواده‌اش را دادم حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اين که شکايتي بکند. به او عشقي داده‌ام که در هر شرايطي بچه‌هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند.
به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد.
به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي‌رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش ميکند و به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش باقي بماند.
و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد.
او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک ميريزد.
خدا گفت: مي‌بيني پسرم، زيبايي يک زن در لباسهايي که مي‌پوشد نيست. در ظاهر او نيست و در شيوه آرايش موهايش نيست و بلکه زيبايي يک زن در چشمهايش نهفته است.
زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و قلب او جايي است که عشق او به ديگران در آن قرار دارد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 19:23  توسط  ثمین  | 

قیمت زلیخا، 20 برابر یوزارسیف بود!

 

با نزدیک شدن به قسمت های پایانی سریال حضرت یوسف(ع) هر روز ابعاد جدیدی از این پروژه مشخص می شود.

به گزارش خبرنگار «آینده»، کتایون ریاحی در این سریال گران ترین هنرپیشه بوده که ماهانه حدود 7 تا 10 میلیون تومان برای حضور در نقش زلیخا دریافت کرده که بیش از 20 برابر دستمزد بازیگر یوسف بوده است. به گونه ای که ارزان ترین بازیگر از میان نقش های اصلی سریال مصطفی زمانی، بازیگر مازندرانی نقش یوسف بوده که 200 تا 500 هزار تومان در ماه دریافت می کرده است.

گفته می شود بیشترین هزینه ها صرف نظر از بازیگر، هزینه های گزاف ساخت دکور ها و اجاره وسائل و ادوات فیلمبرداری بوده اند. پیش از این مسئولین ساخت این سریال، بیشترین رقم هزینه تولید آن را 7 میلیارد تومان اعلام کرده بودند که برخی از منابع آگاه معتقدند با توجه به هزینه هایی که در این سریال شده است، این رقم غیر واقعی به نظر می رسد.

در حالی که گمانه زنی های زیادی در مورد هزینه های ساخت این سریال انجام شده، یک منبع آگاه در این مورد به «آینده» گفت: هزینه واقعی سریال 14 میلیارد تومان بوده که 6 و نیم میلیارد آن توسط تلویزیون و مابقی آن از محل کمک هایی از نهاد ریاست جمهوری، یکی از ارگان ها و چند چهره شاخص در مجلس تامین شده است.

وی گفت: هنوز 13-14 قسمت از سریال باقی مانده که در آن برادران یوسف به تپس می آیند و پس از ملاقات با او به کنعان می روند. در بخشی از سریال نیز بر اساس یک روایت غیر معتبر که در منابع دینی تشیع چندان روی آن تاکید نشده، یوسف به امر خدا زلیخا را جوان کرده و با او ازدواج می کند.

در طرح اولیه این سریال، همسر اول و فعلی یوسف به خواستگاری زلیخا می رود، اما این منبع آگاه یادآور شد که به خاطر حساسیت ها ممکن است این اتفاق به نحوی دیگر بیفتد، اما یقینا یوسف زلیخا را به عقد خود در خواهد آورد.

در اين حال ناهماهنگي در روند گذشت زمان در اين مجموعه تلويزيوني به رغم هزينه هاي فوق العاده آن موجب اعتراض منتقدين هنري شده است. به گفته آنان، گذشت حدود سي سال در حالي در چهره زليخا به شدت محسوس است كه كمترين اثري در سيماي كنيزان زليخا يا مادر فرمانرواي مصر نداشته است. همچنين در حالي بخشي از موهاي يوزارسيف 40 ساله در طول 12سال پس ار آزادي از زندان سفيد شده است كه چهره مالك مشاور وي يا بنيامين بردار او، تغيير خاصي ننموده است.

 منبع : فردانيوز

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 0:35  توسط  ثمین  | 

11سوء تفاهم دخترانه

1. روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود.

بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان 57 رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!

2. یه آه از ته دل کشید. 3. بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خوددا

بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.

ریش واسم خیلی جذاب بود.

بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!

4. آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.

بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.


5. اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.

بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.

6. سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.

بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.

7. بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم:

اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت.

بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.

8. بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.

بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...

9. بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود.

بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.

10. ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.

بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!

11. بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد!

 

بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه

موبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 23:44  توسط  ثمین  | 

ازدواج چیست ؟

ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کسانی که داخل شهرند سعی دارند ازآن خارج
و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند!
 
فرانکلین


*
زندگی زناشویی مثل تاتر است: مردم صحنه زیبا و آراسته آن را می بینند
درحالی که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ریخته و پرماجرای آن سر و کار
دارند.
 
فرانسیس بیکن



*
تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما
بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود!
 
سامرست موام


*
ازدواج با یک مرد مثل خریدن کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت
ویترین تماشایش کرده اید اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیمان می
شوید..
 
جین کر


*
ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن ، آدم دیگری می
شوند موضوعی ناامیدکننده است.
 
ساموئل راجرز


*
مجردان بیشتر از متاهلین درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها
هم ازدواج می کردند!
 
اچ.ال.منکن


*
مرد با ازدواج روی گذشته اش خط می کشد ولی زن باید روی آینده خود خط بکشد.
 
سینکلر لوییس


*
قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می اندیشد که شما گفته اید
اما بعد از ازدواج ، مرد قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می رود!
هلن رولان


*
هیچ گاه ازدواج نکردم چون سه حیوان خانگی داشتم که دقیقا نقش یک شوهر
را به تناوب برایم ایفا می کردند.یک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر می
کرد.یک طوطی داشتم که تمام بعداز ظهر بدو بیراه می گفت و یک گربه که
همیشه دم دمهای صبح به خانه بازمی گشت!
 
ماری کورلی


*
زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند... که نمی کنند.
مردان با این آرزو با زنان ازدواج می کنند که زنان تغییر نکنند... که می کنند
!

*
خیلی بامزه است: هنگامی که زنان از ازدواج خود داری می کنند اسمش را می

گذاریم عشق به استقلال اجتماعی اما وقتی مردان از ازدواج خودداری می کنند
به آن می گوییم ترس از مسوولیت اجتماعی!
 
وارن فارل


*
اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می خواهی یک
سال عذاب بکشی پرنده نگه دار واگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی
ازدواج کن!
"
ضرب المثل چینی

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 12:31  توسط  ثمین  | 

مرده شوئي اتوماتيک

 

شست و شوي اموات ،از سال آينده در اصفهان مكانيزه مي شود، کيهان
اصفهان- خبرنگار كيهان:
با فتواي مراجع ديني براي اولين بار در كشور، شست وشوي و تغسيل اموات در اصفهان به صورت مكانيزه انجام خواهد شد
.
مهندس «محسن رنجبر» مديرعامل آرامستان باغ رضوان شهرداري اصفهان با اعلام اين خبر و با بيان اينكه غسالي يكي از مشكل ترين شغل هاست گفت: با كسب اجازه از مراجع ديني از سال آينده شست و شوي اتوماتيك متوفا در اين آرامستان آغاز خواهد شد
.
وي هدف از اتوماتيك كردن شست و شوي متوفا را .... »
در آرامستان اصفهان
- بفرمائید
!
- -
ببخشید از پریروز که پدر بزرگمونو آوردیم اینجا هنوز شسته نشده!.....
- - چند سالش بودس؟

- - چه فرقی میکنه آقا؟
- -
آخه به ترتیب سن میشوریم. اول بزرگترها.
- -
نود و سه سالشون بوده
.
- -
پس تأخیر فوت هم داشتن
!
- - بله؟
- -
هیچی. عرض کونم اشکالی فنی پیش اومدس. خدمت همه صاحابمرده ها معروضم که تسمه پروانه ی دستگاه بریدس. تا ماشین راه نیفتد یدونه هم مرده نیمیشد شست
.
- -
خب با دست بشورین مثل سابق
.
- -
اهه. دیگه چی؟ مکانیزش کردیم که با دس بشوریم؟ ایولله بابا
.
- - پس کی درست میشه؟
- -
نیمیدونم. فعلاً که مسئول خریدش رفتس سوریه
.
- - مگه از سوریه میخرین؟
- -
نه جونم. رفتس زیارت. از اونجا که اومد میرد منچستر میخرد برمیگردد
.
- -
چند روز طول میکشه؟

- -
والله ماگزیمم فوقش از منچستر که رسید دوهفته میکشد از تهرون بیاد دفتر صنایع معادن اینجا که تحویل شهرداری بشد و مهندس بیاد نصبش کوند.
- - مهندس هم باید از تهران بیاد؟
- -
نه خیر دیگه. مهندس از آبادان میاد. مهندس حفاریس اما خب اینجور دستگاه هارم واردس
.
- - تکلیف پدربزرگ ما چی میشه؟
- -
هیچی. نشسته میموند تا دستگاه راه بیفتد
.
- -
آخه این درست نیست
.
- -
چرا درست نیست؟ مگه وقتی زنده بود چند وقت به چند وقت میرفت حموم؟

- -
راه دیگه ای نداره؟
- -
نه به امامزمون. ما اجازه نداریم با دس بشوریم. حتماً باهاس اتوماتیک باشد. البته روز اول که دستگاه خراب شد ماشین موکت شور آوردیم ولی عملی نبود. ضمناً از حالا طی کنم هرشب اضافه توی سردخونه بموند اضافه چارج دارد ها.
- -
دستگاه شما خرابه ما باهاس اضافه چارج بدیم؟

- - میتٌتون بیمه خرابی دستگاه دارد؟
- -
نه. کسی چیزی به ما نگفت. ما هم حاضر نیستیم اضافه چارج سردخونه بدیم.
- -
ندین. میٌتا با خودتون ببرین خونه. هروقت دستگاه درس شد خبرتون میکنیم. اصلاً بگین خودش به ما زنگ بزند
!
- -
چرا مسخره میکنی؟
!
- -
مسخره نیست. جوکس. تازه میخواستم با بابا بزرگتون یک جمله هم بسازم
.
- -
چی شد که مرده شوری مکانیزه شد؟

- -
والله. از قزوین شروع شد. کسی جرأت نمیکرد میتٌشا دس مرده شور قزوینی بدد. اینه که دستگاه سفارش دادن. دستگاه نجیبی س. اصلش مرده را پشت و رو نمیکوند. تو قزوین ساختن!
- - چقدر طول میده تا بشوره؟
- -
بستگی دارد چقذه پول بدین. کم بدین با دور تند میشورد در 2 دقیقه. دور معمولی هم داریم. خوب پول بدین با اسلوموشن میشورد یکدفه هم ری وایند میکوند
.
- - چی شد که دستگاه خراب شد؟
- -
واله یک بابابزرگ دیگه آورده بودن. این کیسه که کشیده بود مرده را. وقت برگشت، گیره ی اهرم کیسه کش گیر کرده بود به دماغ میٌت؛ تسمه پروانه برید
!
- - چرا؟
- -
میٌت رشتی بود. دستگاه در قزوین دیزاین شدس. قزوینی ها دماغشون کوفته ایس. دماغ رشتی پیش بینی نشده بود
.
- - پس چرا تسمه پروانه اش باید از منچستر بیاد؟
- -
نیمیدونم. هروقت این دستگاه یک واشر کوچیکم میخواد یک هیئت از جمهوری اسلامی میرد به منچستر. چند تا مأمور امنیتی هم همراشونس
.
- -
شاید برای برنامه دیگه ای میرن
.
- -
نیمیدونم. من اینجا مسئول مرده شوری مکانیزه ام. اصلاً از من نشنیده بگیرین. مرگ این میٌتتون فراموش کنین چی گفتم
.
- -
یک دستگاه یدکی ندارین واسه وقتی این خراب میشه؟

- -
مرده تونو کفن کردین چیزی به کسی نگین.
- -
زاپاس ندارین؟

- -
داریم. این خودش زاپاسس. اصلیه اصلاً از کار افتادس. مراجع دینی هم صلاح نمیدونن دوباره راه بیفته چون با استانداردهای مذهبی مغایرت داشت.
- -
اینو شما نمیشه یک جوری تعمیرش کنی؟

- -
والله میشد. با جوراب نایلون زنانه می بندمش ولی خوب کار نمیکوند. لنگر میندازه. سطل آبو که خالی میکند روی میٌت موقع برگشتن شپلاق سطلو میکوبد توی مغز اون مرحوم.
- -
یا مرحومه
.
- -
نه. دستگاه زنشوریمون درست کار میکوند. مال مردونه ایراد دارد
.
- -
نمیشه از همون دستگاه
...
- -
نه. معصیت دارد. میٌت از همینجا صاف میرد جهنم. بدون محاکمه و محشر
.
- -
پس هر وقت دستگاه درست شد به ما خبر بدین
.
- -
اطاعت. اما خیالتون راحت باشد. میت شما میرد به بهشت
.
- - چطور؟
- -
آخه روز اول که آوردینش، اینقذه این دستگاه اتوماتیک سطل را توی ملاجش کوبید که میباس تمام گناهانش بخشوده شده باشه

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 20:13  توسط  ثمین  | 

شرایط خواستگاری به تفکیک محل زندگی

شرایط خواستگاری به تفکیک محل زندگی

      

 -1در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز(

 

 -2شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2×2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جوک های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جوک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

 

3- شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

*داشتن کپی کارت ملی و رسید آزادی حداقل 10 گروگان

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

ادامه شرایط خواستگاری در ادامه مطلب...

 

4- شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر دوست دختر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*برگه عدم سوپیشینه مبنی بر عدم درخواست از مهمانان برای گذراندن شب در منزل!

 *[....]  و [...]  (به دلیل اکران عمومی مجبور به سانسور بقیه شدیم)

 

5- شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*
دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

 

6- شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

 

7- شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی- رامبو- جکی چان- بروسلی و بیل کلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل – برج پیزا- مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

 

8- شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن- سبزه- قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

 

9- شهر رشت از استان گیلان. شرایط عبارتند از:

*ماندن در خانه به مدت حداقل 48 ساعت در ماه!

*داشتن انحنا در پشت کله به مقدار لازم

*عدم تجاوز طول بینی از طول باند فرودگاه مهرآباد!

 *عدم آشنایی با افراد آذری زبان (ترجیحا دوستان غیر رشتی نداشته باشد)

*دور انداختن کله مبارک ماهی قبل از طبخ و گرفتن رسید از مأمور شهرداری

*در این مورد به خصوص زوجه نیز متعهد میگردد در صورت غیبت شوهر صاحب بچه نشود

 

10- شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر دیگر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره- تلکه- تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!

 

بدین وسیله اعلام می شود اوراق مشارکت تعداد محدودی همسر توسط اداره نظارت بر امور همسریابی با شرایط ویژه به عرضه گذاشته میشود.این اوراق بی نام و قابل انتقال به غیر می باشد.همراه با سود 67/5 درصد. هموطنان واجدالشرائط در صورت تمایل میتوانند تا پایان وقت اداری روز جمعه! با شماره های زیر تماس برقرار نموده و نسبت به تحویل جنس خود اقدامات لازم را انجام دهند.جهت ثبت نام میتوانید به انواع شعب بانک ازدواج نوین در سراسر کشور مراجعه نمایید ... بدیهی است جنس داده شده پس گرفته نخواهد شد و بیخ ریش صاحابش خواهد ماند! ضمناً شرایط تکمیلی طی روز های آینده در روزنامه های کثیرالانتشار به اطلاع عموم خواهد رسید

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 19:35  توسط  ثمین  | 

ROMANCE MATHEMATICS

ROMANCE MATHEMATICS

ریاضیات عشقولانه

Smart man + smart woman = romance

مرد باهوش + زن باهوش = عشقولانه

Smart man + dumb woman = affair

مرد باهوش + زن خنگ = عشقبازي

Dumb man + smart woman = marriage

مرد خنگ + زن باهوش = ازدواج

Dumb man + dumb woman = pregnancy

مرد خنگ + زن خنگ = حاملگی

 

OFFICE ARITHMETIC

حسابرسی اداری

Smart boss + smart employee = profit

رییس باهوش + کارمند باهوش = سود

Smart boss + dumb employee = production

رییس باهوش + کارمند خنگ = تولید

Dumb boss + smart employee = promotion

رییس خنگ + کارمند باهوش = ترفیع

Dumb boss + dumb employee = overtime

رییس خنگ + کارمند خنگ = اضافه کاری

 

SHOPPING MATH

ریاضیات خرید کردن

A man will pay $2 for a $1 item he needs.

یک مرد بابت یک کالای 1 دلاری که نیاز دارد 2 دلار می پردازد

A woman will pay $1 for a $2 item that she doesn't need.

یک زن بابت یک کالای 2 دلاری که نیاز ندارد 1 دلار می پردازد

 

GENERAL EQUATIONS & STATISTICS

آمار و برابری عمومی

A woman worries about the future until she gets a husband.

یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند

A man never worries about the future until he gets a wife.

یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد

A successful man is one who makes more money than his wife can spend.

یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند

A successful woman is one who can find such a man.

یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند

 

HAPPINESS

شادمانی

To be happy with a man, you must understand him a lot and love him a little.

برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید

To be happy with a woman, you must love her a lot and not try to understand her at all.

  برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید

 

LONGEVITY

طول عمر

Married men live longer than single men do, but married men are a lot more willing to die.

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند

 

PROPENSITY TO CHANGE

گرایش به تغییر

A woman marries a man expecting he will change, but he doesn't.

زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه نمی شود

A man marries a woman expecting that she won't change, and she does.

زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود

 

DISCUSSION T! ECHNIQUE

ادبیات گفتگو

A woman has the last word in any argument.

یک زن در بحث حرف آخر را می زند

Anything a man says after that is the beginning of a new argument.

بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 0:58  توسط  ثمین  |